محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )

473

مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )

جمع و آن نام طائرى است كه لونش طاوى است دارد و متغيّر مىنمايد لون او به حسب تغيّر اوضاع ناظران در وى ، كذا قال القرشي في شرحه . و ايضا اجتناب كنند از علقى كه در مياه حمأة رديّه بود . و مختار آنست كه از مياه طحلبيّه و مأوى الضفادع صيد كنند جهت ارسال و آنچه بعضى گفته‌اند كه هرچه از مياه مضفدعه گيرند ردى است مقبول نيست . و بايد كه علق ماشى اللون باشد و بالايش سبزى زند و دو خط زرنيخيه ممتد باشند كه اين بىمضرت است . و ايضا هرچه اشقر مستدير الجنوب بود يا كبدى اللون يا مشابه جراد صغير بود يا مشابه ذنب الفأر بود يا صغير الرأس باشد بىآفت است . و آنچه شكم او سرخ بود بهتر از آن است كه پشت او سبز باشد ، خاصه اگر مأواى او مياه جاريه بود . و واجب است كه يك روز قبل از استعمال صيد كرده واژگونش دارند تا هرچه در جوف او است به قى مندفع شود و بعده قدرى از خون بره يا غير آن نزد آن ريزند تا قبل از ارسال اغتذا بدان كنند ، پستر بگيرند و لزوجات و قذورات از وى پاك نمايند به مثل اسفنجه تا مستعد گردد جهت ارسال . بحث دوم در ارسال علق بدانند كه هر گاه ارسال علق مطلوب شود و علق صالح مستعد اين كار مهيا گردد بايد كه آنها را در آب شيرين كه در ظرف كلان باشد بيندازند و قدرى در آب گرديدن دهند و هر كدام از اينها كه سريع الحركة باشد برگزينند و پاك سازند و موضع ارسال را به آب نمك بشويند و بمالند تا سرخ شود پس علق بر آن گذارند به نهجى كه معلوم است و اگر علق زود متعلق نشود در آن محل قدرى طين سرشوى يا خون بمالند كه بدين سبب به نشاط تمام متعلق مىگردد . و هر گاه از خون ممتلى گردند و اسقاط آنها مطلوب شود قدرى از نمك يا خاكستر يا به ورق يا حراقهء خرقه كتان يا اسفنجهء محرق يا صوف محرق بر آن پاشند كه زود ساقط مىگردد و در هند به برگ تنبول جدا مىگردانند . و بعد سقوط صواب آن است كه به محجمه آن محل را ممتص سازند تا قدرى خون ديگر از آنجا برآيد و كيفيّت ضارهء لسعيه كه در آنجا باشد جدا گردد . و عام است كه محجمه نارى باشد يا غير نارى . و واجب است كه حين ارسال چيزهاى حابس الدم مهيا باشند تا اگر بعد اسقاط خون جارى شود زود تدارك توان كرد . و بهترين حابسات در اين محل عفص محرق است يا نوره يا رماد يا خزف هر كدام كه باشد بسيار باريك ساخته ذرور سازند . بحث سوم در منافع آن بدانند بسيار جاها است كه تنقيهء نفس وى به محجمه ممكن نباشد و شك نيست كه در اين وقت علق كفايت مىكند ليكن احوط آن است كه تعليق علق بر همان محل كنند كه وضع محجمه ممكن باشد ، چه ، گفته شد كه مص آن محل بعد اسقاط علق و اخراج خون قليل لازم است اگر مقدور باشد . و ايضا معلوم است كه در اكثر طبائع ، خصوص در نسوان و صبيان و ضعيفان كه تحمل الم شرط ندارند ارسال علق نيكو چيزى است . و بدانند كه جذب خون در علق از غور عضو فزونتر از جذب حجامت است ، از اينجا است كه در اكثر بعد اسقاط علق سيلان دم باقى باشد و